در جهان امروز بیشتر افراد از نوعی مشکلات روحی و روانی رنج می برند و اکثر آنها علت آن را نمی دانند. حتی علت حساسیت و زودرنجی و به خشم آمدن و پر توقعی کودک خود را نمی دانند ولی اگر درباره روحیات فرزندان خود اطلاعاتی داشته باشند مشکل آنها را می توانند به سادگی حل کنند.

معلمینی نیز وجود دارند که هر کدام به نحوی با تعدادی از این گونه افراد آشنایی دارند که در کلاس با آنها روبه رو می شوند. دانش آموزان افسرده، کم صحبت دانش آموزانی هستند که پرتوقع و حساس و زودرنج هستند دانش آموزانی که دارای جنب و جوش هستند ولی معلمین علت آن را نمی دانند و می توان با مطالعه بر روی شخصیت کودک و شناخت مسائل عاطفی آنها را در سالهای مختلف زندگی آن ها علت بسیاری از مسائل را فهمید و در راه مشکلات آنها کوشید.

به همین علت است که با توجه به نظر روان کاوان و سایر نظریه های روان شناسان می توان گفت چگونه روابط کودک و اعضای خانواده به خصوص مادر در سال های اولیه ی زندگی از اساسی ترین مراحل رشد شخصیت شناخته شده است هر گاه اختلافاتی در این روابط به وجود می آید، مثلا در روابط عاطفی امنیت عاطی کودک مختل می گردد.

اگر اطلاعات درباره زندگی کودک و چگونگی تربیت وی در خانه و روابط وی با والدین معلمین بدست آورند، می توانند به فرد حساس و زودرنج کمک کنند و از رنج وی بکاهند و به کمک کنند تا بتواند خود را با دیگران وفق دهد و همچنین می توانند کارهایی که باعث حساسیت و زودرنجی در کودکان می شود را انجام ندهند. معلمین به عنوان کسی که با کودکان سر و کار دارند باید اطلاعات کاملی از خصوصیات و رفتار کودکان داشته باشند تا بتوانند هنگام مواجه شدن با چنین کودکانی در کلاس به آنها کمک کنند و آنان را یاری دهند تا بتوانند از آموزش خوب و با دیگر همکلاسیان خود بودن لذت ببرند.

چه عواملی باعث بروز حساسیت و زودرنجی در کودکان می شود؟

دنیای کودک دنیای تفاوت ها است و هر کودک بر اساس ویژگی های وراثتی تأثیرات محیطی شخصیتی و رفتارهای خاص خود را دارد به طوری که حتی گاه والدینی را نیز شگفت زده می کند به عبارت دیگر کودکان به دلیل عوامل مختلف هوش، کیفیت تجربه، مزان حساسیت، و تحرک پذیری و خلق  و خوی از همدیگر متفاوت می شوند و در این حالت نحوه ی تربیت و نوع رفتار والدین با کودک که برگرفته از میزان آگاهی جنسیت کودک عادات خلقی و تربیت تولد او می باشد این تفاوت ها را آشکارتر خواهد کرد.

رفتار کودک تحت تأثیر ظرافت هایی است که بی توجهی به این زمینه های شخصیتی نامناسبی را به وجود می آورد و ضرورت دارد که پدران و مادران با آگاهی از آن در مسیر تربیت درست فرزندانشان در زمینه ی جسمانی، ذهنی، و عاطفی، اجتماعی، و اخلاقی حرکت کنند. کودکانی که والدین خود را می بینند که برای عطسه کردن آنها ناراحت می شوند و با شتاب و عجله خود را به آب و آتش می زنند و داروی تلخ در دهانش می ریزند و از این مسئله نمی توانند خوش حال باشند. هنگامی که کودک برای ریزش یک قطره آب از بینی اش ناگریز می شوند که آمپول بخورد از این زندگی به جان می آید و شاید بخشی از عصبیت ها و زودرنجی های کودکان ناز پرورده از برخورداری از همین محبت های افراطی پدر و مادر در حق فرزندان باشد.

در عین حال کودکانی که از نعمت محبت خانوادگی و مهر و محبت پدر و مادر محروم گشته اند ضمیری  افسرده و روحی ناشاد دارند و همیشه مایوس و ناامید و همواره مستعد تجاوز و انحراف هستند. این نابسمانی در خانواده انسان هایی را می پروراند که غالبا در بزرگی با خاطره ی تلخ و دردناک که از کودکی و از پدر و مادر خویش دیده اند زندگی می کنند. این گونه افراد، افرادی حساس، زودرنج، مایوس، ناسازگار، ناراحت و پر توقع و آماده و برای قهر و طغیان و خودکشی و بیماری های عصبی و روانی می شوند.

فقر خانوادگی نیز برای کودک عارضه آفرین است و زمینه ساز صدماتی برای کودک است که جبران برخی از آنها تقریبا غیر ممکن و حتی گاهی باعث از بین رفتن هیئت خانوادگی می شود.

برای مثال کافی است ریشه های آلودگی و انحرافات جنسی کودکان را جست و جو کرد و دریافت که یکی از علل این مسئله، فقر است. وقتی شرایط خانوادگی از لحاظ اقتصادی مناسب نباشد کودکان دچار عوارضی می شوند که برخی از آنها عبارتند از: افسردگی، انزواجویی، احساس حقارت، زودرنجی، زودشکنی و احساس حسرت از زندگی و احساس ناکامی 

هدف تحقیق

هدف از این تحقیق و بررسی و شناخت علل و عواملی است که باعث بروز حساسیت و زودرنجی در کودکان می شود و مشکلاتی را برای خود و دیگران به وجود می آورد و در این تحقیق سعی می شود با شناخت علل و عوامل بروز حساسیت و زودرنجی به حل مشکلات به وجود آمده پرداخت و به آنها کمک کرده و همچنین به تعریفی علمی از حساسیت و زودرنجی دست بیابیم و حالات رفتار افراد و کودکان حساس و زودرنج را نیز بشناسیم.

تعریف مفاهیم

زودرنج:  زودرنج آن است که زود متأثر و رنجیده خاطر می شود.

کودک زودرنج و حساس: کودکی است که کنترل خود را از دست می دهد، برای چیزهای کوچک واکنش های بزرگ نشان می دهد و کم تحمل تر است.

حساسیت چیست؟

حساسیت در حقیقت نوعی تحرک پذیری سریع و بیش از حد متعارف است که با نوعی رنجش سخت با تحریک ملایم است. اگر شرایط جریانی خلاف رأی و توقع او پدید آید و چنان می شود که گویی زلزله ی در ارکان زندگی او ایجاد شده است و بنای شخصیت او را در هم می شکند. حساسیت نوعی نازک دلی و یا حالتی از نازک دلی است یا نازک نارنجی بودن است که ناشی از عصبیتی خاص است. این جور افراد با مختصر بهانه ای می رنجید و رابطه ی خود را با دیگران قطع می کنند و یا هنگامی که نتوانند موضعی مخالف بگیرند، غم را در درون می ریزند و در گوشه ای کز کرده و بغض ی کنند.

 جلوه های حساسیت و زودرنجی در کودکان

حساسیت و زودرنجی در کودکان ممکن است که بدین گونه اتفاق بیفتد که کودک تحمل خود

را از  دست بدهد و برای چیزهای کوچک واکنش های بزرگ نشان بدهد و کم تحمل باشد. حساسیت و زودرنجی در کودکان خود را به هار صورت در کودکان نشان می دهد که عبارتند از: خشم، ترس، غم و غصه و در این امر چنان دچار هیجان و وضع ناراحت کننده ای می شوند که ممکن است دچار تشنج و یا گرفتار رنگ پریدگی و ریزش عرق گردند.

گاهی حساسیت به صورت فریاد است، گاه اشک از چشمان آنها می ریزد، در بدنشان رعشه می افتد،  لکنت زبان می گیرند و گاهی ممکن است که این حساسیت خود را به صورت دل درد عصبی یا تنش های درونی نشان دهد و زمانی هم بصورت تعارض با کمترین بی صبری و بی اعتنایی اشک ریزان شده و به گوشه ای پناه می برند.

در مورد درددل های عصبی دکتر سیدمحمدرضا نوری  می نویسد که مکانیسم ایجاد چنین دردهایی غیر مصنوعی و متناوب شکم را می توان ایجاد برخوردی در مخاط معده کودک دانست که در اثر استرس ، داشتن سابقه ی قبلی از درد، آزردگی های روانی، حالت تقطیری از افراد فامیل و کوشش برای جلب توجه والدین به خود، برایش ایجاد می شود و کودک از طریق بیان احساس درد، ناله کردن و یا طفره رفتن از آنچه کودک دوست نمی  دارد حاصل رنجبخش و ناراحتی خود را منعکس می کند.

حساسیت ها گاهی طبیعی و عادی هستند به این دلیل افراد می توانند آن را تحمل کرده و در اجتماع وضع عادی و سازگارانه خود را حفظ کنند و زمانی هم غیرعادی و غیر طبیعی است. حساسیت ها قابل اندازه گیری و درجه بندی نیست برخی سیار حساس هستند و عده ای کمتر، برخی زود از کوره در می روند و عده ای دیرتر، ممکن است صحنه ای را ببینند و از کنار آن بگذرند ولی ممکن است برخی ناراحت  اندوهگین شوند.

حالات و رفتار  در افراد و کودکان حساس و زودرنج

کودکان حساس و زودرنج دارای حالات و رفتارهای زیادی هستند که به برخی از آنها اشاره می شود.

1- دلهره و اضطراب بیش از دیگران در آن مشاهده می شود، به ظاهر آرام هستند ولی با مختصر تحرکی از جای حرکت می کنند و حتی از شدت آن می خواهند منفجر شوند.

2- فرد روان رنجور به صورت  مضطرب، افسرده، نامعقول، دمدمی، مشخص شده است، آنها ممکن است عزت نفس کم داشته باشند. 

3- حالت بی تصمیمی و تردید به علت حساسیت اینان چنان اقدام می کنند که گویی اصلا تصمیمی ندارند.

4- حالت عجله و شتاب دارند، کارهایشات از روی عجله و شتاب است و برای چیزهایی که موظف به انجام آنها هستند آرامش و استراحت ندارند.

5- حالت خیالبافی در دنیای از خیالات و به دور از واقعیت ها زندگی می کنند، خواسته ها و خواب هایی آنها با واقعیت تطابق ندارد.

6- حالت بیماری و رنج، بی خوابی شدید دارند و خواب های آشفته به نوبه ی خود زمینه ساز ناراحتی های دیگر است.

7- بسیاری از این ها در تنهایی در حال غم و رنج هستند و به جای آن که آن را بیرون بریزند، در خود جمع می کنند.

8- حالت بدبینی، حساسیت و زودرنجی در مواردی اعتقاد افراد را نسبت به دیگران از آنان می ستانند و به جای آن نوعی حساسیت و بدبینی می نشانند.

9- احساس خستگی دارند بدون آن که کاری انجام دهند، احساس رنج می کنند.

10- ضمیر افسرده و روح ناشاد نیز از نشانه های افراد و کودکان زودرنج است

11- در برابر دشواری ها و طوفان حوادث زندگی خود را می بازد و از زیر بار مسئولیت و حل مشکلات شانه خالی می کنند.

 

زودرنجی در کودکان نشانه ی چیست؟

زودرنجی در کودکان نشانه ی آن است که آنان شرایط و موقعیت های نامتعادلی را پشت سر گذرانده اند، نا به سامانی هایی در زندگی داشته اند و از نظر تربیت به آنان رسیدگی درستی نشده است و والدین و مربیان آنان ظرفیت روحی شایسته ای به آنان نداده اند و موجبات رشد همه جانبه ی آنها را در دوران کودکی فراهم نکرده اند. این حالت نشان می دهد که آنان یا از کمبود محبت رنج می برده اند و یا دچار نازکشی و محبتی افراطی بوده اند، بزرگ شده اند ولی حالت کودکی در آن ها وجود دارد و هنوز برای آنها شرایطی پدید نیامده است و یا عاداتی ایجاد نشده است.

حساسیت و زودرنجی در مواردی انعکاسی از دوران ناشاد زندگی فردی، یتیمی، فقر، نابه سامانی ، درد و رنج،  در به  دری، محرومیت و کسالت است آنان هر چه ظرفیت داشته اند مصرف کرده اند واینک در شرایطی نیستد که رنج جدیدی را پذیرا گردند. همچنین ممکن است حادثه ای، گناهی، انحرافی در گذشته اتفاق افتاده و آنان را شدیدا

ناراحت کرده است که نمی توانند آن را فراموش کنند.

افراط در محبت از دیگر عوامل بروز حساسیت و زودرنجی است. محبت یکی از ضروریات رشد و حیات کودک است، طفل از طریق آن به شادی و نشاط دست می یابد و بدون آن دچار عوارض و نابسامانی هایی می شود. محبت پدر و مادر به فرزندان امری طبیعی است که باید به طور مستمر و بی قید و شرط وجود داشته باشد. و هیچگاه خوشه ای به آن وارد نشود. فرزندان همیشه باید احساس کنند والدینشان آنها را دوست دارند. به پدران و مادران توصیه می شود هیچگاه محبت را وجه المعامله قرار ندهند. افرادی که بیش از حدود اندازه محبت می بینند ، دیکتاتور، خودخواه و از خود راضی بار می آیند  روحی ضعیف و روانی رنجور دارند و در برابر کوچکترین ناملایمات آرزده خاطر و ناراحت می شوند.

کمبود محبت از دیگر عوامل بروز  حساسیت  زودرنجی ا ست

نتایج تحقیقات روان شناسان اجتماعی وروان کاوان از آن است که کمبود یا نبود محبت

عواقب خطرناکی را برای افراط جامعه به بار می آورد. اگر کودکی به قدر کافی از مهر و

نوازش برخوردار می شود روانی شاد و روحی امیدوار خواهد داشت. کودکانی که از محبت خانوادگی و از مهر و نوازش و احساس پدر و مادر محروم مانده اند ضمیری افسرده و روحی ناشاد دارند.

روان مایوس و ناامید همواره مستعد انحراف و تجاوز استو در خانواده هایی که فروغ محبت نتابیده و در کاشانه هایی که پرتو مهربانی و تفاهم نور افشانی نکنند در همان جا باید منشأ بسیاری از آلام  آسیب های اجتماعی را جست و جو کرد و در همان جا نیز باید به پیشگیری و ترمیم دل های شکسته و وضع نا به سامان این افراد محروم  ناکام پرداخت.این نا به سامانی در خانواده انسان هایی می پروراند که غالبا در بزرگی با خاطره ای تلخ و دردناک  از کوکی و از پدر و مادر در خویش دارند. فردی حساس، زودرنج، مأیوس، ناسازگار، ناراحت، پر توقع، آماده برای قهر و طغیان و غیره می باشد.kh

 

مرگ والدین و تأثیر آن در حساس شدن و زودرنج شدن کودکان

احساس کودک از مرگ والدین در سنین مختلف متفاوت است در برخی از سنین همان گونه که گفتیم بی تفاوت است و از آن سر در نمی آورد. در سنین تمیز و بعد از آنان احساس آن بسیار ناگوار و تحملش از این امر بسیار سخت است گاهی کودک احساس می کند که پناه او از دست رفته است و دیگر قادر به ادامه ی حیات نیست با گریه و زاری و آه و فغان اشک و ناله اعتراض خود را به مرگ اعلام می کند. و نسبت به زندگی ناامید و بدبین می شود، زمانی این احساس پدید می آید که گناهکار است یک اذیت و آزار و یا توقع مرگ والدین در مواقعی که از او صدمه دیده چرا باعث مرگ والدین شده است و همچنین در جست و جوی آن است که ریشه گناه را بجوید و خود را از آن بشوید. اگر در این راه نتواند خود را قانع کند دچار روح و افسردگی خواهد شد. احساس شکست، ضربه خوردن، محرومیت ناشی از مرگ والدین در رفتار کودک ممکن است اثر بگذارد و اندوه خفته او را به شکلی دیگر متجلی کند حتی به صورت خشم و تنفر در آید تحقیقات جان بولبی نشان داده است که اختلال در یک نسل ناشی از مرگ یا بیماری والدین حتی در کودکان نسل بعد هم موثر است و آنها هم کمتر توفیق پیدا می کنند رفتار عادی داشته باشند و کودکان پر محبتی بسازند.

مرگ پدر و مادر هر کدام به نحوی در زندگی تأثیرگذار است، مرگ پدر برای خانواده و برای کودک ضایعه  ای است از آن جهت که تعادل خانه را به هم زده و طفل عامل عدل و انضباط قانون خود را از دست می دهد  و همین نکته ضروری است که وجود پدر نه تنها به خاطر نظم و انضباط بلکه بدان خاطر که شخصیت فرزند بر اساس خصائل و صفات او شکل می گیرد و در زندگی کودک اثری عمیق دارد. حال اگر پدر بمیرد در حقیقت باید گفت کودک در شکل گیری شخصیتش دچار صدمه و خسارت خواهد شد. مشکلات و ناراحتی های روانی و اختلالات رفتاری کودک در این رابطه قابل توجه است.

منابع و مآخذ

1-  بهداشت مدارس، نوشته ی سید محمد رضا نوری

2-  روان شناسی کودکان ناسازگار، نوشته ی استانلی تورکی، ترجمه ی سلما قوامی

3-  خانواده و مسائل عاطفی کودکان، نوشته علی قائمی، انتشارات امیری.

4-  کودکان نا بسامان، نوشته علی قائمی.

5-  کودک از نظر وراثت نوشته ی محمد تقی فلسفی، جلد 2.

6-  کودک و خانواده ی نابه سامان، نوشته علی قائمی.

7-  نظریه های شخصیت، نوشته ی روان شولتز و سیدنی آلن شولتز.