ندای درون

ترویج فرهنگ مشاوره

چگونه می توانم اختلال بی اعتنایی مقابله ای دانش آموزان را حل نمایم؟ (گزارش اقدام پژوهی)

 " اختلال بی اعتنایی مقابله ای "،  در کودکان و نوجوانان به صورت لج بازی مستمر با اطرافیان در مدرسه و منزل دیده می شود، اغلب با بزرگترها یا افراد کوچکتر جر و بحث کرده و در صورت روبه رور شدن با مخالفتی در مقابل خواسته های خود از کوره در رفته و شروع به ناسزا گویی می کنند، بسیار زود رنج بوده و از اطرافیان توقع بیش از حدی دارند، همیشه در رفتارهای نا مناسب خود، دیگران را مقصر می داند، در بعضی موارد این لجبازی در مدرسه یا منزل دیده می شود ولی در اکثر مواقع در همه مکان ها این رفتار بروز داده می شود،(­فرقانی رئیسی، 1372، ص 99­).

بیان مسئله

محسن دانش آموز پایه دوم راهنمایی، با سطح هوشي بالاتراز متوسط، که برخی از دروس و بعضی مباحث درسی برای او ساده و بی اهمیت جلوه می کند، بنابراین در کلاس درس بی نظم وکم توجه است، و اغلب مشغول صحبت کردن با اطرافیان، انجام کارهای نامربوط که موجب به هم خوردن نظم کلاس است، می باشد، محسن گرچه وضعیت درسی مطلوبی دارد و در امتحانات نمرات عالی بدست می آورد ولی بین دانش آموزان ( براساس اجرای گروه سنجی ) از مقبولیت زیادی برخوردار نیست و معلمین هم از رفتارهای غیر عادی او گلایه مند هستند.

من در هفته یک ساعت در کلاس محسن به تدریس درس «فعالیت های پرورشی» می پردازم، درسی که او علاقه چندانی به آن نشان نمی دهد و همیشه روی بحث های مطرح شده اشکال می گیرد و سعی در جلب توجه دیگران از طریق مطرح کردن سئوالات نامربوط دارد، فعالیت های مرتبط با این درس را به خوبی انجام نمی­دهد و اغلب در مورد عدم ضرورت مباحث آن صحبت می کند، بسیاری از موارد در حین بحث سایر دانش آموزان وارد می شود و صحبت آنها را قطع می کند و در مخالفت با آنها اظهار نظر نموده و گاهی کلمات توهین آمیزی در برابر دانش آموزانی که نظرات متفاوتی با او دارند، به زبان می آورد به طوری که جو کلاس را به سمت کم توجهی سایر دانش آموزان تغییر داده است.

در عین حال که دربرخی موارد بحث های مطرح شده از سوی محسن منطقی است و نشان دهنده تیزبینی، دقت نظر و درک ذهنی بالای او می باشد، ولی اغلب بحث های مطرح شده یا رفتارهای او نامربوط، غیر منطقی و جلب توجه طلبانه می باشد.

جمع آوری اطلاعات (­شواهد1­)

برای اینکه مسئله ای که ذهنم را به خود مشغول کرده بود، برایم روشن تر شود و دلایل رفتارهای
غیر­عادی او را مورد بررسی قرار دهم، درصدد جمع آوری اطلاعات از روشها ومنابع مختلف برآمدم.

روشهایی که در این پژوهش از آنها بهره گرفته شده، عبارتند از :

1 – مشاهده رفتار دانش آموزدر موقعیت های مختلف

2 – مصاحبه با خود دانش آموز و والدین او

3 – اجرای پرسشنامه ای که در اختیار معلمین مختلف دانش آموز قرار گرفت

4 – اجرای گروه سنجی در کلاس

منابع كسب اطلاعات مورد نیاز به قرار زير می باشد:

الف : خود دانش آموز

ب : والدین دانش آموز

ج : همکلاسی های او

د : معلمین دیگر دانش آموز

ه : پرونده تحصیلی وی

در اولین مرحله به سراغ سایر معلمین محسن رفتم و نظرشان را در مورد رفتار وی جویا شدم. اغلب معلمین از او ناراضی بودند. معلمین دروس ریاضی و علوم گرچه درک ذهنی بالای او را به عنوان نکته مثبت عنوان می­کردند ولی وی را به غرور و خود خواهی و بی نظمی برای مطرح کردن خود، متهم می کردند و حتی چندین نوبت توسط معلمین از کلاس اخراج شده بود، معلمین دروس نظری مثل ادبیات، دینی، اجتماعی، تاریخ و..هم بی علاقگی به درس، بی نظمی وعدم انجام تکالیف درسی را مطرح می کردند.

همکلاسی های محسن هم او را فردی می دانستند که فقط به فکر خودش است، حرف خودش را قبول دارد و حاضر نیست به نظرات دیگر دانش آموزان توجه کند یا با آنها در فعالیت های گروهی همکاری و مشارکت نماید.

برای بررسی دقیق از وضعیت محسن و از آنجایی که یکی از منابع کسب اطلاعات در مورد دانش آموز، خود او می باشد، از وی دعوت کردم که به دفتر مشاوره مدرسه بیاید و از او در مورد علایق اش سئوال کردم و اینکه اوقات فراغت چه می کند؟ او بیان داشت که به ریاضی و مباحث فیزیک خیلی علاقمند است و بیشتر اوقات بیکاری اش را به مطالعه مطالب در ارتباط با این موضوعات می گذراند و اینکه مباحث مطرح شده در درس ریاضی و علوم مدرسه در سطح پائینی است و او کتابهای سال های بالاتر در مقطع دبیرستان را مطالعه کرده و برخی مباحث آن را یاد گرفته است.

لازم به ذکر است در جلسه اول مشاوره به جهت اعتماد او، در مورد مشکلات او با معلمین و همکلاسیها اشاره ای نکردم و تنها صحبت درباره علایق و خواسته هایش اکتفا نمودم. برای گردآوری اطلاعات دقیق تر پرسشنامه ای تهیه نمودم و در اختیار 6 نفر از معلمین دیگر محسن قرار دادم تا در مورد خصوصیات رفتاری او اظهار نظر نمایند که براساس نتایج استخراج شده از اجرای این پرسشنامه حالات و رفتارهای زیر بیشترین فراوانی را داشت.

1 – جر و بحث زیاد و بی مورد

2 – عدم توجه به خواسته ها و نظرات اطرافیان

3 – عدم توانایی در کنترل احساسات و عواطف

4 – مقاومت کردن در پذیرش سخنان اطرافیان

5 – مطرح کردن سئوالات زیاد و کنجکاو بودن

در جلسه دیگری برای مشاوره از او دعوت کردم، در این جلسه برخی از نتایج بدست آمده از پرسشنامه و انتظارات معلمین و همکلاسی ها از او مطرح شد. وی معتقد بود که به بعضی از درسها علاقه ندارد و بنابراین در کلاس حوصله گوش کردن ندارد و اینکه معلمین برخی مطالب را زیاد تکرار می کنند که حوصله اش سر می­رود، همچنین انتقاداتی از رفتار برخی معلمین نسبت به خودش و روش تدریس مطرح نمود.

در مورد رابطه اش با اعضای خانواده سئوال کردم، گفت: " آنها مرا درک نمی کنند و کارهایم را جدی نمی گیرند. همیشه به دنبال اشکال گرفتن ازکارهایم هستند،خیلی نصیحت می کنند،که این کارها مرا خیلی ناراحت وعصبی می کند، فکر می کنند که هنوز بچه ام و چیزی نمی فهمم! "

در جلسه مصاحبه با دانش آموز مطرح کردم که شاید لازم باشد با والدین او صحبت کنم او مخالفتی نکرد، بنابراین برای کسب اطلاعات بیشتر با پدر محسن تماس گرفتم (پدر و مادر محسن هر دو تحصیل کرده و فرهنگی بودند.) به پدر او درک ذهنی بالای فرزندش و اینکه در بعضی از موضوعات درسی از همکلاسی هایش خیلی جلوتر است را یادآور شدم، همچنین مشکلاتی که در ارتباط با معلمین و همکلاسی ها داشت را مطرح نمودم، وی ضمن تایید  این مطالب معتقد بود که محسن خیلی پر ادعا است و ما را هم دچار درد سر کرده است، به همه چیز اشکال می گیرد، هیچکس را قبول ندارد و در خانه انتظار دارد همه دستورات او را اجرا کنند.

برای تکمیل اطلاعات بدست آمده به متون و کتب و مقالاتی که در ارتباط با اختلال بی اعتنایی مقابله ای و ویژگیهای کودکان سر آمد ، در اختیار داشتم ، مراجعه نمودم که به خلاصه اي از موارد مطرح شده مرتبط با مشکل دانش آموز مورد بررسی، اشاره می شود.

 

سبب شناسی اختلال بی اعتنایی مقابله ای

کودکان و نوجوانان در طی دوره کودکی و رشد خود برای آنکه خود را مطرح سازند و به بزرگسالان تفهیم کنند که دیگر بزرگ شده اند، خواهان آن هستند که کارها را به طور مستقل انجام دهند و در مقابل بزرگسالان سرسختی و لجاجت نشان دهند، چنین حالاتی در سنین 3 تا 6 سال و دوره نوجوانی طبیعی است و جنبه مرضی ندارد، (حسینی، 1377، ص 87 ).

در تحققیات انجام شده در مورد بی اعتنایی مقابله ای بیشتر به علل اجتماعی و محیطی اشاره می شود که آن را نوعی یادگیری محیطی می دانند و به دلایل زیر اشاره می شود.

وجود اختلال لجبازی در اعضای خانواده که کودک با آن همانند سازی نمی کند، ایجاد هویت در خانواده ای که دارای معیارهای قدرت طلبانه هستند و نسبت به رفتارهای فرزند خود کنترل شدیدی دارند و او ناچار است برای اثبات هویت و جایگاه خود، با خواسته های آنان مقابله کند، استعداد ذاتی برای نشان دادن قدرت و اظهار وجود در مقابل اطرفیان، (فرقانی، رئیسی، 1372، ص100).

 

ویژگیهای شناختی و شخصیتی دانش آموزان سرآمد که باعث بروز مشکل می شود.

کودک با هوش اغلب در مدرسه گرفتار مشکلات متعددی خواهد شد، زیرا سرعت و مقدار یادگیری و پشتکار وی از سایر همکلاسی ها بیشتر است ولی مجبور است در کلاس همراه سایر دانش آموزان بنشیند و مطالبی را که به نظرش ساده و خسته کننده است بیاموزد که این امر بی نظمی ها و عکس العمل های منفی در رفتار کودک ایجاد خواهد کرد،  (شاملو، 1369، ص 334 ).

با استعدادها از نظر عقلانی کنجکاو هستند ( فهم ) و اطلاعات مربوط به دنیای اطراف را فعالانه پذیرا
می­شوند (حساس) در عین حال دارای تمایلی قوی و غیر معمول برای بهتر بودن می باشند، (پیشرفت) و مایلند در راه دستیابی به اهدافشان مقاومت كنند و ترجیح می دهند به جای آنکه نسبت به وقایع واکنش نشان دهند، دیگران را هدایت و کنترل نمایند(سلطه گری)،آنان تمایل قوی به نشان دادن دستاوردهایشان به دیگران و جلب توجه آنان دارند (خود نمایی) و نسبت به نوجوانان متوسط آمادگی کمتری برای زیر سئوال بردن ارزش خودشان یا قضاوت در این مورد را دارا می­باشند (خود پنداره مثبت)، ( پارسا، 1374،ص 119 ).

افراد خلاق و با استعداد اغلب دارای طرز تفکر و رفتار اجتماعی مستقل هستند، نه از توده مردم پیروی
می­کنند و نه تحت تاثیر آنها قرار می گیرند، زیرا دارای خود پنداره قوی و حس هویت شخصی و همین امر به آنها مجال می دهد که راه خودشان را بروند.

همچنین افراد خلاق و سرآمد به دلیل اینکه موضوعات تابو را سرکوب نمی کنند احتمال می رود که بطور افراطی رک گو و دارای صراحت باشند و از آنجا که دارای طرز فکر و رفتار اجتماعی مستقل هستند، کنترل کردن آنها در یک گروه دشوار تر است و بدلیل آنکه دارای انگیزش باطنی قوی برای دنبال کردن تمایلات خودشان هستند، ممکن است در برابر تلاش های معلم یا اشخاص دیگر برای کشاندن آنها به مسیرهای معین مقاومت نشان دهند( گالاگر، ترجمه : مهدی زاده ورضوانی، 1369، ص 349 ).

تجزیه وتحلیل و تفسیر داده ها

با بررسی متن موجود در ارتباط با ویژگی های دانش آموزان سر آمد به طور خلاصه می توان به نتایج زیر دست یافت :

1 – گرایش به تنوع طلبی و استقلال به جای فعالیت های معمولی و تبعیت جو بودن

2 – مطیع نبودن در برابر قرار دادهای رسمی، آداب و رسوم و قواعد خشک

3 – مخالف با ارزش های موجود و روش های متعارف در رفتار بزرگترها

4 – دفاع افراطی از عقیده خود، میل به رهبری و نفوذ در دیگران و توجه بیشتر به خواسته های شخصی

با جمع بندی اطلاعات بدست آمده از طرق مختلف در مورد محسن به این نتیجه رسیدم که علت اصلی مشکل وی عدم درک درست او متناسب با سن و ظرفیت هوشی اش از سوی اطرافیان، در خانواده و مدرسه است.

برخی برخوردهای نادرست در خانواده در مورد علایق و خواسته های محسن و انتظارات نامناسب از وی در خانواده و مدرسه باعث ایجاد و تشدید رفتارهای منفی و مقابله جویانه وی شده است و او که از طریق مثبت نیاز به جلب توجه اش ارضاء نمی شود به رفتارهای مقابله ای متوسل می شود، از سوی دیگر انگیزه و نیاز او به یادگیری  و کشف مجهولات در کلاس و مدرسه اغلب بر آورده نشده و در نتیجه احساس کسالت و خستگی در کلاس دارد و گاهی به رفتارهایی که موجب بی نظمی در کلاس می شود، رو می آورد.

کاربرد راه حل ها

برای کاهش رفتارهای نا مطلوب محسن تصمیم گرفتم روش های تغییر و اصلاح را در موقعیت کلاسی به کار ببرم، با توجه به مشکل دانش آموز و رفتارهای غیر عادی او استفاده از «روش خاموشی» و «تقویت رفتارهای ناهمساز» یا مغایر را مناسب تشخیص دادم.

در«روش خاموشی» اگر رفتاری را که قبلا تقویت شده بود برای مدتی تقویت نکنيم، از نیرومندی آن کاسته می شود و تکرار بدون دریافت تقویت رفتار، سرانجام منجر به توقف کامل آن رفتار خواهد شد، ( سیف، 1370­، 467 ).

در روش تقویت رفتار ناهمساز، از طریق تقویت نکردن رفتار نامطلوب و تقویت کردن رفتاری که با آن ناهمساز و مغایر است به کاهش رفتار نامطلوب می پردازیم،( سیف، 1370، ص 464 ).

همچنین برخی عقیده دارند، چون کودک با هوش به سرعت درسها را یاد می گیرد ، لذا مانند دیگران زیاد تمرین نمی کند ، بعلاوه اغلب  قبل از ورود به مدرسه، بعضی درس ها را آموخته و توضیحات معلم باعث خستگی و         بی حوصلگی اش می شود، که در مورد این دانش آموزان بهتر است معلم با دادن تکالیف بیشتر و تشویق ایشان به استفاده از منابع متعدد و متنوع، آنها را سر گرم نماید، ( میلانی فر، 1369، ص143 ).

بنابراین با توجه به روش های فوق وقتی محسن در کلاس درس مطلب و حرف منطقی و بجایی را مطرح می نمود. او را تشویق می کردم و با کمک گرفتن از سایر دانش آموزان کلاس درباره آن موضوع بیشتر صحبت می کردم،

( تقویت رفتار مغایر ) و وقتی نظرات غیر منطقی برای جلب توجه و ایجاد بی نظمی مطرح می کرد، سعی می کردم بی اعتنا از آن بگذرم، (خاموشی) در نتیجه به تدریج بحث های مطرح شده در کلاس از سوی محسن روال منطقی تری گرفت که برای تغییر رفتار باید آن را تا نتیجه مطلوب ادامه می دادم.

همچنین در یکی از جلسات کلاس به او پیشنهاد دادم که می توانم 10 دقیقه از وقت کلاس را در اختیارش بگذارم تا در ارتباط با موضوعات مورد علاقه، مقاله ای تهیه نماید و در کلاس کنفرانس دهد که از این پیشنهاد استقبال نمود ولی گفت که وقت بیشتری می خواهد که مقرر شد 20 دقیقه از وقت کلاس در اختیارش باشد، ( دادن تکالیف جنبی و بیشتر یا غنی سازی برنامه آموزشی ).

بعد از سه جلسه نوبت به ارائه مقاله توسط محسن در کلاس رسید، او موضوع مقاله اش را که مرتبط با یکی از مباحث فیزیک بود روی تابلو نوشت و با تسلط کامل به مدت نیم ساعت در ارتباط با آن صحبت کرد، هر چند بحث مطرح شده برای دانش آموزان کلاس از نظر درک مشکل بود ولی بچه ها تحت تاثیر تسلط او بر موضوع قرار گرفته بودند، او را تشویق کردم واز وی خواستم که مقاله اش را برای همایش علمی دانش آموزان که از طرف آموزش و پرورش بر­گزار می شد ارسال نماید، بعدا در خارج از کلاس هم او را تشویق به این کار و فعالیت های علمی و تحقیقی دیگر کردم.

در جلسه ای دیگری در اتاق مشاوره در زمینه ارتباط او با والدین و دیگر اعضای خانواده، معلمین و همکلاسی ها با یکدیگر بحث کردیم و اینکه در زندگی اجتماعی هر یک از ما باید سعی کنيم انتظارات معقول و منطقی اطرافیان را بر آورده سازيم و تلاش کردم برخی تصورات و افکار غیر منطقی که در ذهن داشت اصلاح نمایم، ( براساس دیدگاه عقلانی، عاطفی، آلبرت الیس ).

نکته مثبت قابل ذکر اینکه بدلیل درک ذهنی بالای محسن، از طریق بحث و استدلال منطقی براحتی قانع
می­شد واشتباهاتش را می پذیرفت.

با معلمین دانش آموز هم در مورد وضعیت اش و دلایل برخی رفتارهای غیر عادی او صحبت کردم و آنها را متقاعد کردم که در قبال رفتارهای محسن عکس العمل های مناسبی داشته باشند و سعی کنند کنجکاوی ها و نیاز به جلب توجه اش را به نحو مطلوب ارضاء نمایند.

به والدین محسن توصیه های برای توجه بیشتر به علایق و نیازهای فرزندشان و توجه خاص به ویژگی های رشدی او روش هایی برای افزایش رفتارهای مطلوب و کاهش رفتاهای نامطلوب ارائه دادم و اینکه به نظرات منطقی وی توجه بیشتری بنمایند. انتظارات متناسب داشته باشند و به فعالیتهای علمی او با دید احترام و تحسین نگاه کنند و مشوق او برای یادگیری بهتر می باشند.

گرد­آوری اطلاعات ( شواهد 2 )

گرچه عملکرد محسن در کلاسها  و مدرسه مبین تاثیر مثبت روش های بکار گرفته شده بود، اما برای اینکه به نتایج عینی و ملموس تری دست پیدا کنم، بعد از گذشت حدود 6 ماه از اجرای اولیه پرسشنامه توسط معلمین تصمیم گرفتم مجددا همان پرسشنامه را که بصورت مقیاس درجه بندی تنظم شده بود، دراختیار معلمین محسن قرار دهم تا بتوانم نتایج بدست آمده در دو مرحله اجرا را، مقایسه نمايم.

فراوانی حالات ورفتارهای دانش آموز در دو مرحله اجرای پرسشنامه

خصوصیات و رفتارهای
 دانش آموز

ابتدای سال تحصیلی

پایان سال تحصیلی

اغلب

گاهی

بندرت

اغلب

گاهی

بندرت

        زیاد صحبت کردن

4

2

0

3

2

1

    حساس و زود رنج بودن

4

1

1

3

2

1

   عدم توجه به خواسته ها و

         نظرات اطرافیان

6

0

0

2

2

2

  عجول و بی حوصله بودن

3

2

1

3

2

1

  مطرح کردن سئوالات زیاد

         و کنجکاو بودن

5

1

0

4

2

0

    جروبحث زیاد وبی مورد

6

0

0

2

3

1

    مقصر داشتن دیگران در

         بروز اختلافات

4

2

0

2

2

2

    عدم توانایی در کنترل

    احساسات و عواطف

5

1

0

2

2

2

       مقاومت کردن در

     پذیرش سخنان اطرافیان

5

1

0

2

1

3

   ستیزه جو و مهاجم بودن

3

2

1

1

2

3

 

براساس نتایج حاصل از پرسشنامه که در اواخر سال اجرا شد و مقایسه آن با نتایج اولیه می توان پی برد که حالات، جر و بحث زیاد، عدم توجه به خواسته ها و نظرات اطرافیان، مقاومت در پذیرش سخنان اطرافیان، پس از اجرای روش های تغییر رفتار از نظر معلمین کاهش قابل ملاحظه ای داشته است و معلمین رضایت کلی از رفتار محسن داشتند.

همکلاسیها هم که قبلا شکایات متعددی را مطرح می کردند، کمتر برای این کار به دفتر مدرسه مراجعه کرده اند.

ارزشیابی روش های به کار رفته و نتیجه گیری

   در شورای آموزشی مدرسه به منظور تبادل نظر پیرامون تشویق دانش آموزان موفق از نظر تحصیلی و افرادی که در امور مدرسه همکاری داشته اند، مقرر شد محسن به عنوان دانش آموز موفق و ممتاز از نظر درسی و همکاری خوب و مستمر با کارکنان مدرسه همراه سایر دانش آموزان تشویق شده و جایزه دریافت دارد.

پدر محسن هم در مراجعه به مدرسه اظهار می داشت که فرزندش نسبت به زمان گذشته خیلی تغییر کرده و تلاش می کند که رضایت آنها را بدست آورد و در فعالیت های خانواده به طور داوطلبانه همکاری دارد.

محسن خودش هر از چند گاهی مراجعه می کند، و طرح و ایده نویی در ارتباط با امور مدرسه دارد، در مورد فعالیتهای مورد علاقه اش و اهداف و برنامه ریزی آینده اش صحبت می کند، محبوبیت او در کلاس درس نسبت به گذشته خیلی بهتر شده که این نتیجه از طریق مشاهده رفتار وی و سایر دانش آموزان در کلاس و حیاط و همچنین اجرا گروه سنجی بدست آمد.

یک مرتبه محسن در پایان سال تحصیلی بعد از تغییر رفتارش در جهت مطلوب به من عنوان نمود: " در حالیکه من شما را خیلی اذیت می کردم، شما به من خیلی کمک کردید. "

منابع و مآخذ

1 – حسینی، سید مهدی، مشاوره والدین در مسایل تربیتی و تحصیلی فرزندان، چاپ اول، انتشارات اساطیر، 1377.

2 – چیکسنت، راتوند، ویلن، نوجوانان با استعداد، ریشه های موفقیت و شکست،ترجمه، پارسا، انتشارات انجمن اولیاء ومربیان، 1374 .

3 – سیف، علی اکبر، روانشناسی پرورشی، نشر آگاه، چاپ پنجم، 1370 .

4 – شاملو، سعید، بهداشت روانی، انتشارات رشد، چاپ هشتم، 1369 .

5 – فرقانی، رئیسی، شهلا، شناخت مشکلات رفتاری در کودکان و نوجوانان، معاونت پرورشی وزارت آموزش و پرورش – چاپ اول ، 1372.

6 – کاظمی حقیقی، ناصرالدین، روانشناسی کودکان تیز هوش، انتشارات سایه نما، چاپ اول ، 1376.

7 – کرومبولتز، تغییر دادن رفتارهای کودکان و نوجوانان، ترجمه: یوسف کریمی، انتشارات فاطمی، چاپ چهارم، 1370.

8 – گالاگر، آموزش کودکان تیز هوش، ترجمه: مهدی زاده و رضوانی، انتشارات آستان قدس رضوی، 1369.

9 – میلانی فر بهرو، روانشناسی کودکان نوجوانان استثنایی، نشر قومس، چاپ دوم، 1369 .

تهیه و تنظیم:

سیروس سورگی  -   منتخب كشوري هفتمین فراخوان برنامه معلم پژوهنده

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت 12:49 بعد از ظهر  توسط س - سورگی  |